تبليغاتX
ترانه های پاپتی

بانوي نيمه شب

1) فعلاً دو بيت از آخرين ترانه مو مي زارم .اگه خدا بخواد بقيه اش رو هم براي اظهار نظر دوستان تقديم خواهم كرد.

بانوي نيمه شب ، رخت سحر بپوش

زير سكوت ماه ، نور صدا بنوش

با اينكه نبض خواب بي وقفه مي تپه

خوشبوي سايه دوش ، با زندگي بجوش

2) اين روزها اصولاً ... چيزي نيست كه بخوام بگم / جائي نيست كه بخوام برم / هيچ كي نيست كه بخوام بياد / براي رفتن حاضرم


پ ن 1) اين پي نوشت رو به صورت خصوصي براي مخاطبش فرستادم.

پ ن 2) مطمئنم ترانه چيزي نيست از هادي پاكزاد رو شنيدين.بالشخصه ارتباط خوبي با ترانه هاش برقرار مي كنم.نظر شما در اين خصوص چيه؟

پ ن 3) راستي شماره بهمن بنياد ترانه هم به روز شده.حتما سربزنيد.

پ ن 4) ..............................................................................

+ نوشته شده در  نهم بهمن 1388ساعت   توسط امير  | 

بنیاد ترانه به روز شد

وبسایت بنیاد ترانه که به همت دوستان عزیزی راه اندازی شده است مجددا و از اول دیماه با مقالات و ترانه ها و نقدهای بسیار جالبی بروز شده است.

ضمنا همونطور که قول داده بودم لینک ترانه کامل شب تیره که تو این شماره بنیاد درج شده رو جهت اظهار نظر دوستان می زارم.خواهش می کنم با سرزدن به بنیاد ترانه باعث دلگرمی بیشتر دوستان عزیزمون برای ادامه بهتر و منسجم تر راه بشید.

لینک ترانه شب تیره


 پ ن۱ : :گزينه‌هاي احتمالي براي شوراي شعر و ترانه وزارت ارشاد

خبرگزاري فارس: يكي از اعضاي شوراي شعر و ترانه معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از گزينه‌هاي احتمالي براي عضويت در اين شورا خبر داد.

حسين اسرافيلي، عضو شوراي شعر و ترانه معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، بيان داشت كه مشفق كاشاني رئيس اين شورا محمد علي بهمني، مرتضي اميري اسفندقه، مصطفي محدثي خراساني و محمود اكرامي‌فر را به عنوان گزينه‌هاي جديد عضويت در شوراي شعر و ترانه مد نظر دارد.
به گفته وي قرار بود مشفق كاشاني اسامي افراد جديد براي عضويت در شوراي شعر و ترانه را به محمد علي خبري مدير واحد موسيقي معاونت امور هنري ارائه كند تا در صورت موافقت اين افراد عضو شورا شوند.
اسرافيلي اظهار داشت: البته آقاي بهمني قبلا هم عضو شورا بودند كه استاد مشفق دوباره اسم ايشان را پيشنهاد دادند.
بعد از درگذشت محمود شاهرخي به عنوان يكي از اعضاي شوراي شعر و ترانه و انصراف برخي از اعضا مثل عبدالجبار كاكايي، محمدعلي بهمني و اهورا ايمان طي چند سال گذشته، قرار است مشفق كاشاني تقاضاي عضويت افراد جديد را مطرح كند.
حسين اسرافيلي، پرويز بيگي حبيب‌آبادي، حسين آهي، سعدالدين ستوده و محمود دست‌پيش از ديگر اعضاي شوراي شعر و ترانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند كه بررسي ترانه‌ها و دادن مجوز به عهده آن‌هاست.

پ ن ۲: خداوند ختم به خیر بنماید.

+ نوشته شده در  یکم دی 1388ساعت   توسط امير  | 

شب تیره

دو بيت از آخرين ترانه مو اينجا ميزارم.انشالله اگه بچه ها تو بنياد ترانه ازش استفاده كردن لينكش رو مي زارم كه بخونيد.پايدار باشيد.

تو هموني كه مي خواستي سهم من يه سايه شه

سايه اي از ته تيره ي يه شب

اوني كه مي خواستي گم شه لاي دلتنگي راه

حالا فاصله ش با پرواز شده تنها يه وجب


پ ن : خوشحالم ازاينكه بنياد ترانه قراره اول ديماه مجددا بروز بشه.دوستان عزيزي دور هم (البته بصورت مجازي)جمع شدن تا اينكه ثابت كنند همه چيزي كه ما از اون بعنوان ترانه سرائي ياد مي كنيم همين چند خط نوشته سطحي نيست كه برخي از دلالهاي بي شعور و بي ادب و هنرمندهاي بي هنر و ترانه هاي سراهاي غافل سعی می کنن در قالب ترانه هاي نوين به خورد ما بدن...

هيچوقت دوست نداشتم اين جور مسائل رو تو وبلاگ بيان كنم ولي واقعا بعضي اوقات آدم دردش مياد.ناراحتي مگه واسه كي خوبه.از كوره دررفتن حتما لازم بوده كه خدا تو وجود ما گذاشته ديگه.بهتره بگذريم....خداوند همه رو به راه راست هدايت كنه...ان شالله.

+ نوشته شده در  بیست و سوم آذر 1388ساعت   توسط امير  | 

قشنگش کن

چقدر این زندگی زشته

قشنگش کن،قشنگش کن

تو خلوت،پچ پچ عشقه

بلندش کن،بلندش کن

بپر از سایبون شب / تو فکر بوسه فردا

از این رویای بی پایان / به اون رویای ناپیدا

بزار از چشم کور غم / بباره اشک خوشخالی

دوباره پر بشه از گل / سکوت باغچه خالی

چه بدرنگه دلای ما

بیا از نو تو رنگش کن

چقدر این زندگی زشته

قشنگش کن،قشنگش کن

تو می تونی غزل باشی / پر از عطر خوش شادی

یه راه پر مسافر تا / ده دلباز آزادی

تو می تونی خودت باشی / سوار اسب خوشبختی

مث شهزاده ی قصه / که می خنده به هر زشتی

چقدر این زندگی زشته

قشنگش کن،قشنگش کن

تو خلوت،پچ پچ عشقه

بلندش کن،بلندش کن

چه بدرنگه دلای ما

بیا از نو تو رنگش کن

چقدر این زندگی زشته

قشنگش کن،قشنگش کن


پ ن : البته زندگی این جوری هام نیست.یعنی اینقدر ها هم زشت نیست.خب بعضی وقتا یه مسائلی پیش میاد که آدم احساس می کنه باید پشت پا بزنه به همه چیز.به قول معروف گور پدر زندگی... اما خب بعد از مدتی که به خودش میاد می فهمه که امکان داره اشتباه کرده باشه.من بالشخصه این جور اشتباهات رو دوست دارم.اینا همش تجربیاتی هستند که فقط با زندگی کردن میشه بهشون دست پیدا کرد.به همین خاطر هم میگم زندگی اینقدرها هم زشت نیست.

+ نوشته شده در  بیست و یکم آبان 1388ساعت   توسط امير  | 

بهش فکر کن

بهش فک کن تو می تونی / گل سرخ غزل باشی

 

تو می تونی همین لحظه / میون جشن شب واشی

 

بهش فکر کن به این رویا / به رقص واژه خوبی

 

تو می تونی نفس باشی / ته یک دخمه چوبی

 

به این فکر کن که می پوسه / یخ تلخ زمستونی

 

به اینکه راز ِ خورشید / تو می دونی تو می دونی

 

فقط چشم تو می تونه / پراز آواز رویا شه

 

تموم لحظه های خوش / تو بغض حنجرت جاشه

 

همون لحظه که می خوابی / نفس می افته از فریاد

 

به این فکر کن چه بدرنگه / لب رنگین کمون شاد

 

به این فکر کن که گم مونده / کسی پشت نگاه تو

 

منو حس کن منم سایه / شکار بی پناه تو

 

به من فکر کن که می خشکم / تو مرداب سکوت شب

 

هوای لحظه رو پرکن / از آهنگ بلند لب

 


پ ن ۱: تاریخ سرایش ترانه مال چهار سال پیش ِ .بدون اینکه تغییری توش بدم گذاشتم اینجا.مطمئنا میشد تغییرات خوبی توش ایجاد کرد امادلم نیومد.می زارم بعهده شما که ایراداتش رو بگیرید.

پ ن ۲ : بهش فکر کن رو به صورت خودمونی تر بخونید.(بهش فک کن)آها.اینطوری من راحت ترم.

 

+ نوشته شده در  بیست و پنجم مهر 1388ساعت   توسط امير  | 

سالمرگ بنفشه

نهم شهریورماه ۸۱ سالمرگ فرهاد مهراد خواننده بزرگ ایران زمین بود.نمی توانم در خصوص شخصیت حرفه ای او چیزی بگویم.فقط یک چیز: آنچه امروز بعنوان تجربه موسیقی و شناخت خود از ترانه می دانم بی گمان حاصل آشنائی با روحیات و شخصیت ایشان بوده است.همین و بس.

نجوا

رستني ها كم نيست 
من و تو كم بوديم 
خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم 
گفتني ها كم نيست 
من و تو كم گفتيم 
مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين درهم و برهم گفتيم 
ديدني ها كم نيست 
من و تو كم ديديم 
بي سبب از پاييز جاي ميلاد اقاقيها را پرسيديم 
چيدني ها كم نيست 
من و تو كم چيديم 
وقت گل دادن عشق روي دار قالي 
بي سبب حتي پرتـاب گل ســرخي را ترسیدیم 
خواندني ها كم نيست 
من و تو كم خوانديم 
من و تو ساده ترين شكل سرودن را در معبر باد 
با دهاني بسته وامانديم 
من و تو كم بوديم 
من و تو اما در ميدان ها اينك اندازه ما مي خوانيم 
مــا به انـــدازه مـــا مي بيــــنيم 
مــا به انـــدازه مـــا مي چينيـــم 
مــا به انـــدازه مـــا مي گـوييــم 
مــا به انـــدازه مـــا مي روييـــم 
من و تو 
كم نه كه بايد شب بي رحم و گل مريم و بيداري شبنم باشيم 
من و تو 
خم نه و درهم نه و كم هـم نه كه مي باید با هم باشـيم 
من و تو 
حق داريم در شب اين جنبش نبض آدم باشيم 
من و تو 
حق داريم كه به اندازه ي ما هم شده با هم باشيم 
من و تو 
حق داريم كه به اندازه ي ما هم شده با هم باشيم 
گفتني ها كم نيست 

بیوگرافی(از کوچینی تا پاریس)

بریده جراید

عکسها

+ نوشته شده در  چهاردهم شهریور 1388ساعت   توسط امير  | 

عبدی یمینی هم پرکشید

پرکشیدن همیشه هم چندان دل انگیز نیست.چندان خوش آیند نیست.گاهی دلهره آور می شود.گاهی ترسناک و گاهی....باید پر کشید اما.باید بی نفس شد.باید بی نفس شد و هوای تازه ای خواست.تا شعله پرنوری بخزد لای چشمانت.درون رویاهایت.

فرفره های من همه بی باد بود و تو به همراه منصور و شهیار قنبری طوفانی بودید که مرا با روح ترانه و موسیقی اشنا ساختید.من در ظهر داغ ترانگی شماها گرمی گرفتم و و عاشق می شدم.دوست نداشتم بگویم اما ...اما تو آن بادبادکی هستی که معنای همیشگی اش حس تازگی و خانگی است.

روحت شاد.

فرفره های بی باد / بادبادکی که افتاد / یعنی که این بی نفس / هوای تازه می خواد 

+ نوشته شده در  نهم مرداد 1388ساعت   توسط امير  | 

ادامه در پست بعد

پیرو چند پست اخیر با موضوع روانشناسی خویشتن،از اونجا که اینجانب همچنان دچار مشکلات روانشناختی می باشم و به این گناه کبیره بسیار بزرگ اعتراف نیز می نمایم،فلذا ضمن عذرخواهی هزارباره از شما خوبان ندیده به جهت قصور  و ناتوانی حقیر در سرایش ترانه که صد البته این روزها همچون نقل و نبات دهان به دهان می ترواد و می چرخد و می لغزد،قصد دارم یک بیتی های نغز خود را که نتیجه سالها تلاش و جدیت اینجانب در امر ترانه نویسی است خدمتتان عرضه بدارم.امید اینکه مورد قبول واقع گردد.


1)حکم ما به جرم بودن / نه سکوته و نه اعدام

بدترین شکنجه اینه / زندگی تو ملا عام


2)مطمئن باش منو داری / حتی تو اوج شکستن

حتی لحظه ای که از پشت / لب آوازتو بستن


3)مقصر جغد شوم ببی زبون نیست / مقصر سایه ی بی سایبون نیست

مترسک طفلکی جرمی نداره / مقصر اون کلاغ بدشگون نیست


4)بدجوری دلم گرفته از تموم آدما / همونائی که نگاشون پره خواب نارسه

خودمو پشت یه آسمون صدا گم می کنم / شاید این سکوت لعنتی به دادم برسه


5)همه چی قاط زده اینجا / هیچ کسی جای خودش نیست

حلق خشک چشمه عشق / نمک زندگیا،خیس


6)چندمیگیری گریه کنی / به حال و روزگار من

چقدر می خوای تا بمونی / تو شب به انتظار من


7)وقتی خالی باشم از تو / آسمون فقط یه سقفه

سقفی که دلتنگی از اون / می چکه بدون وقفه


و اما ....تو دفتر شعرم یه بیت دیدم.با همین حال نزارم دو بیت دیگه اضافش کردم.بهر حال دیگه بایدببخشید.همینه دیگه : 

نقشه دل بردن از تو / کهنه شد مثل ستاره

ورد و جادوی قدیمی / دیگه هیچ فایده داره

آخه صندوقچه رویا / تو کدوم جزیره دفنه

سکه های عشق و امید / واسه چی بدون وزنه

قیمت یه عالمه غم / این روزا بذجوری مفته 

پارتی دروغ و تهمت / این روزا خیلی کلفته

......... ادامه در پستهای بعد

+ نوشته شده در  یکم خرداد 1388ساعت   توسط امير  | 

سومین جشنواره ترانه سرایی

سومین چشنواره ترانه سرای با همکاری پرشین بلاگ و هفته نامه چلچراغ برگزار می شود.برای کسب اطلاعات بیشتر می تونید به این سر بزنید.

+ نوشته شده در  یازدهم فروردین 1388ساعت   توسط امير  | 

بنیاد ترانه،بنیاد گرفت

با آغاز سال نو،به همت جمعی از دوستان ترانه دوست،فعلا وبلاگی برای ساماندهی اوضاع و احوال جامعه ترانه سرایان راه اندازی شده.عنوان وبلاگ هم هست بنیاد ترانه.

اگر چه ما ایرانیها به طور کلی با فعالیتهای گروهی غریبه ایم(فکر کنم مخالفی برای این عقیده وجود نداشته باشه) اما بهر حال این دلیل نمیشه که دست رو دست بزاریم و وارد مرحله تجربه اندوزی نشیم.

من این کار دوستان رو به فال نیک می گیرم.هر کمکی هم از دستم بر میاد انجام خواهم داد.به همه ترانه سرابان جوان (یکی نیست بگه آخه تو چکاره ای؟) توصیه می کنم فراخوان تشکیل بنیاد ترانه رو بخونن و هر نوع نظری در این خصوص رو تو وبلاگ ترانه بی مکث درج کنن.

به امید موفقیت.

+ نوشته شده در  سوم فروردین 1388ساعت   توسط امير  |