پیرو چند پست اخیر با موضوع روانشناسی خویشتن،از اونجا که اینجانب همچنان دچار مشکلات روانشناختی می باشم و به این گناه کبیره بسیار بزرگ اعتراف نیز می نمایم،فلذا ضمن عذرخواهی هزارباره از شما خوبان ندیده به جهت قصور و ناتوانی حقیر در سرایش ترانه که صد البته این روزها همچون نقل و نبات دهان به دهان می ترواد و می چرخد و می لغزد،قصد دارم یک بیتی های نغز خود را که نتیجه سالها تلاش و جدیت اینجانب در امر ترانه نویسی است خدمتتان عرضه بدارم.امید اینکه مورد قبول واقع گردد.
1)حکم ما به جرم بودن / نه سکوته و نه اعدام
بدترین شکنجه اینه / زندگی تو ملا عام
2)مطمئن باش منو داری / حتی تو اوج شکستن
حتی لحظه ای که از پشت / لب آوازتو بستن
3)مقصر جغد شوم ببی زبون نیست / مقصر سایه ی بی سایبون نیست
مترسک طفلکی جرمی نداره / مقصر اون کلاغ بدشگون نیست
4)بدجوری دلم گرفته از تموم آدما / همونائی که نگاشون پره خواب نارسه
خودمو پشت یه آسمون صدا گم می کنم / شاید این سکوت لعنتی به دادم برسه
5)همه چی قاط زده اینجا / هیچ کسی جای خودش نیست
حلق خشک چشمه عشق / نمک زندگیا،خیس
6)چندمیگیری گریه کنی / به حال و روزگار من
چقدر می خوای تا بمونی / تو شب به انتظار من
7)وقتی خالی باشم از تو / آسمون فقط یه سقفه
سقفی که دلتنگی از اون / می چکه بدون وقفه
و اما ....تو دفتر شعرم یه بیت دیدم.با همین حال نزارم دو بیت دیگه اضافش کردم.بهر حال دیگه بایدببخشید.همینه دیگه :
نقشه دل بردن از تو / کهنه شد مثل ستاره
ورد و جادوی قدیمی / دیگه هیچ فایده داره
آخه صندوقچه رویا / تو کدوم جزیره دفنه
سکه های عشق و امید / واسه چی بدون وزنه
قیمت یه عالمه غم / این روزا بذجوری مفته
پارتی دروغ و تهمت / این روزا خیلی کلفته
......... ادامه در پستهای بعد